🐞پست ثابت🐞

سلام گوگولی مگولی های من 

به پادگان کفشدوزکی خوش اومدین 

من ستایشم مدیر وب

فرمانده: sss

گروهبان:....

سرجوخه:....

سرگرد:....

سروان:....

افسر:....

برای شما بازدید کننه های خوبمون قانون نمیزاریم

چون میدونیم انقدر شعور دارین که کار بدی انجام ندین

تاریخ به وجود اومدن پادگان:1400/11/27

تاریخ نابودی پادگان:تا هروقت خدا بخواد/=

تبادل لینک با همه ی وب ها انجام میشه

برای تبادل مشخصات زیر رو بگین 

۱-اسم مدیر وب:

۲-موضوع وب:

۳-آدرس وب:

نویسنده بی نهایت قبول میشه 

ولی متاسفانه نویسنده پسر پذیرفته نمیشه

دوستای خوشگلم لطفا از وب کپی نکنین یا اگه می کنین از نویسنده ی پست اجازه بگیرن تا بعدا به عنوان دزد شناخته نشی

😉مرسیییییی😉

برای نویسنده شدن لطفا به لینک زیر درخواست بدین

https://blogix.ir/admin/account/employment/create?blog=padgankfshdozaki

بخش ها پادگان 

بای

(پارت 14) سرنوشت عروسی که لباسش به رنگ خون بود!

فوت مهسا امینی رو با تاخیر، به همه عزیزان وب، به خصوص کردستانی ها و خانواده اش تسلیت میگم 🖤 خدا رحمتش کنه 🥺 خدا به خانواده اش صبر بده 😔🖤

بچه ها ترو قرآن وقتی میرید بیرون مراقب باشید، به این جماعت اعتباری نیست، نمی خوام بلایی سرتون بیاد 🥀😢

ادامه نوشته

نوبسنده جدید

نوبسنده جدید

نویسنده ی جدیدم ولی فعالیتم اینجا کمتر از اون وبلاگه داستانم رو از سال دیگه شروع میگم شاید به جاش چالش بزارم 

مارل هستم 

میراکولر داستانام توی اون وبلاگه اینجا هم سعی می کنم بزارم فعلا بای 😘😘

(پارت 13) سرنوشت عروسی که لباسش به رنگ خون بود!

سلام مجدد 😁✋ چالش داریم چالش 🍭

چالش اول: پارت ۵ = کامنت ۵۰۰

تا فردا ساعت ۹ شب هم وقت دارید، برید ببینم چه می کنید 😜 راسی ببخشید که دیر شد، خواب موندم 😐😁

چالش دوم: به نظرتون پایان این عشق چی میشه؟ این دوتا کفتر عاشق به هم می رسن یا نه؟ اصلا گذشته شون از چه قرار بوده؟ مرینت واقعا چیزی یادش نیست یا خودشو زده به اون راه؟ 🤧 (برید با سناریو چیدن کامنتا رو هم پر کنید 🙄)

ادامه نوشته

مهم (موقت)

سلام فکر نکنید اومدم پارت بزارم نع اومدم آیدی شادم بزارم 

فردا ساعت 6 عصر آیدیم پاک. میکنم

Jimin790 

اینم ایدیم☝️

آیدیم پاک. کردم 

ازتون ناامید بید

انتظار داشتم پیام بارون 

هعی

دوباره گذاشتم